السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

70

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

واحد و در زمان واحد » و نسبت امتناع اجتماع به دو چيز براى دلالت بر اين معنا است كه امتناع ، ذاتى آن دو چيز مىباشد . و مراد از محل واحد ، مطلق موضوع ولو به حسب فرض عقل است ، تا تقابل سلب و ايجاب را نيز شامل شود . زيرا آنچه در متن قضيه مىآيد به منزلهء موضوع براى سلب و ايجاب مىباشد . اين كه تعريف به « جهت واحد » تقييد شد براى خارج كردن دو مفهوم متقابلى است كه در يك چيز از دو جهت جمع مىشوند . مانند آن كه زيد پدر عمرو و پسر بكر باشد . و مقيد نمودن تعريف به « وحدت زمان » براى آن است كه تعريف شامل امورى نيز گردد كه تقابل آنها زمانى است . بنابراين عروض دو ضد بر موضوع واحد در دو زمان مختلف نقض تعريف به شمار نمىآيد . شرح در فصل سوم از اين مرحله گفته شد كه هوهويت از عوارض وحدت و غيريت از عوارض كثرت است . بدين معنا كه در جايى مغايرت ميان دو چيز حاكم مىشود كه كثرت بين آنها حكم‌فرما باشد . غيريت را به غيريت ذاتى و غير ذاتى تقسيم نموده‌اند . غيريت ذاتى ، غيرتى است كه يكى از دو چيز ديگرى را ذاتاً طرد كند . قيد به ذاته در تعريف غيريت ذاتى ، اشاره به آن است كه تدافع در غيريت ذاتى ، تدافع بالعرض نيست بلكه ذاتى است ، مانند طرد وجود از سوى عدم وبالعكس . پس مغايرت وجود و عدم مغايرت ذاتى است . اين نوع مغايرت را « تقابل » نام نهاده‌اند . حكما تقابل را به طور كلى چنين تعريف نموده‌اند كه تقابل عبارت است از امتناع اجتماع دو چيز در يك محل از يك جهت و در يك زمان . در اين تعريف چند نكته قابل توجه است . يكى اين كه امتناع اجتماع را مستقيماً به دو امر متقابل نسبت داده‌اند تا دلالت كند كه امتناع اجتماع ، ذاتى خود آن دو مىباشد . مراد از محل واحد در تعريف ، مطلق